مصاحبه 14 سوالی

ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت شما ، لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال سن دارید و دارای چند فرزند هستید؟
من مجید سلامی هستم متولد سال 1344 متاهل و دارای دو فرزند ، یک پسر 17 ساله و یک دختر 9 ساله
چه شد با کنگره 60 آشنا شدید ،در چه تاریخی وارد کنگره شدید و در زمان مصرف ، چه نوع آنتی ایکسی استفاده میکردید؟
من در شهریور سال 1379 در حالیکه مدتی بود قطع مصرف کرده بودم البته با یک تیپر 45 روزه ، وارد کنگره شدم و آنتی ایکس مصرفی من شیره تریاک بود . به طور اتفاقی یا با خواست خداوند با کنگره آشنا شدم ، چون واقعا ً می خواستم ترک کنم و همینطور که میدانیم ، خداوند ولی و راهنمای کسانی است که می خواهند از تاریکی خارج شوند .
در بدو ورودتان چه تصوری از کنگره داشتید؟ آیا نگاهتان مثبت بود یا فکر میکردید که کنگره هم مثل جاهای دیگر است؟
من هم مثل بعضی از کسانیکه در اوایل کنگره آمده بودند به خاطر عدم شناخت به کنگره و راه و روش درمان کنگره ، تا مدتی اعتقادی نداشتم ،ولی به مرور زمان با حضور در کلاس های آموزشی ، به راه کنگره و روش درمانی آن ایمان آوردم وسعی کردم با اینکه روش درمانم صحیح نبود در این راه ثابت قدم بمانم .

زمانی که در کنگره هیچ مسئولیتی نداشتید ، آیا دوست داشتید که در کنگره مسئول باشید؟ اولین مسئولیتی که در کنگره داشتید چه بود؟
البته فکر می کنم بهتر است به جای کلمه مسئولیت از کلمه فرصت خدمت گذاری استفاده کنیم ، اگر از این کلمه استفاده کنیم می توانم بگویم بله دوست داشتم و این امر خیلی زود محقق شد و اولین فرصت خدمت گذاری برای من دبیری روزهای پنج شنبه در شعبه انقلاب به نگهبانی آقای بابک مشایقی بود . در آن زمان جلسه دیده بانی به شکل امروز نبود و تصمیات در مورد کارهای اجرایی کنگره ، توسط نگهبانان جلسات در جلسه ای که هر 15 روز یکبار تشکیل می شد انجام می گرفت . من هم که دبیر پنج شنبه ها بودم به خاطر عدم حضور آقای بابک مشایقی در جلسات ، بنده به جای ایشان درجلسات شرکت می کردم و به عنوان دبیر جلسات نیز بودم و بعد از اتمام دوره دبیری پنج شنبه ها ، به پیشنهاد آقای مهندس به عنوان دبیر ثابت جلسات شورا انتخاب شدم و در همان زمان بود که کارهای نشریات ، مشاوره شعبه اکادمی ، مالی و تدارکات را انجام می دادم ، به خاطر اینکه در آن زمان نیروی انسانی در کنگره به شکل امروزی نبود .
آقای سلامی شما در حال حاضر چندین مسئولیت دارید، لطفا بفرمائید چگونه این مسئولیت ها را با هم هماهنگ میکنید و به همه آنها رسیدگی میکنید؟
با خنده( سوالهای تخصصی نپرسید دیگه) البته مسئولیت کارها با من است ، ولی کارها را خود بچه ها انجام می دهند ومن فقط بر کارشان نظارت می کنم ، برای مثال : در کارهای مالی چندین نفر هستند که کارهای مالی را انجام می دهند و در اینجا جا دارد از آقای فریدون سلیمانپور ، علی مجدیان ، محمود هنربخش و سعید سبزه ای به خاطر زحماتشان تشکر کنم و یا در شعبه آکادمی که بنده ایجنت می باشم کار اصلی را خود مرزبانان انجام می دهند و بنده به عنوان ناظر و مشاور در کنارشان می باشم و سعی کردم که در هر جایی که مسئولیت دارم یک زیر مجموعه خوب تشکیل بدهم ، چون معتقدم که کارها بایستی به صورتی انجام بگیرید که وابسته به یکنفر نباشد ، چه من باشم و چه نباشم کارها بایستی به صورت خودکار انجام شوند .
به عنوان سرپرست باشگاه راگبی کنگره 60 ، لطفا در مورد ورزش راگبی و وضعیت کنونی آن کمی توضیح دهید؟
جدا از اینکه مسئول ورزش راگبی کنگره هستم، راگبی را شخصا خیلی دوست دارم و هر وقت که سر تمرینات میروم و بازی بچه ها را تماشا میکنم ، واقعا لذت میبرم. به نظر من راگبی بر خلاف ظاهر خشنی که دارد، یک ورزش مفرح و شاد می باشد ، ورزشی است که به صورت گروهی انجام میشود و به هیچ عنوان تک روی ندارد و برای مثال : وقتی یک نفر در زمین مسابقه زمین میخورد همه بازیکنان از او حمایت میکنند و بنظرم ورزشی است که محبت در آن جاری است و یک کار گروهی است. الان هم که ما یکی از تیم های مطرح در لیگ دسته یک کشور هستیم و در حال حاضر دو تیم استان گیلان (تیم رشت و تیم انزلی) از ما برای انجام دیدارهای دوستانه دعوت کردند و در بازی های چند جانبه ای که برگزار می شود ، همیشه تیم کنگره یک پای ثابت است که در بازی های اخیر هم که در شهرستان قرچک شرکت کردیم کاپ اخلاق را گرفتیم و در جام رمضان مقام سوم را در بین تیم های ستارگان ، تهران و رشت کسب نمودیم و یکی از اتفاقات مهم در ورزش راگبی ، دعوت آقای ایمان افروز و عباس رسول زاده به اردوی تیم ملی و انتخاب ایمان افروز به عنوان بهترین فروارد اردو بود .
به عنوان دیده بان امور مالی ، وضعیت مالی کنگره 60 را چگونه ارزیابی میکنید وبفرمائید نسبت به 10 سال قبل چه تفاوتی دارد؟
شروع امور مالی کنگره در سال 79 با یک دفتر کل 100 برگ ، استارت خورد ، ولی الان اسناد مالی و حسابرسی ما در چندین کمد نگهداری میشود که بسیار ارتقا پیدا کرده، از لحاظ مالی هم پیشرفت زیادی داشتیم که با همت بچه ها و کمک خدا بوده. ما در روزهای اول سبد پولمان 8 تا 10 هزار تومان بود که در روزهای جلسات عمومی به 15 هزار تومان می رسید، در صورتی که الان خیلی پیشرفت کردیم و از لحاظ مالی در حد خودمان وضعیت خوبی داریم. ما قبلا برای برگزاری یک جشن تولد که 18 هزار تومان هزینه داشت ، قبل از برگزاری تولد ، پول از بچه ها جمع میکردیم و کیک و شیرینی و بادکنک میخریدیم و تولد را برگزار میکردیم و بعد از جمع آوری سبد پول ، پول ها را به دوستانی که قرض کرده بودیم پس میدادیم، ولی در حال حاضر با همت بچه ها و یاری خداوند اموراتمان میگذرد و توانسته ایم چند قطعه زمین در جاهای مختلف برای کنگره خریداری کنیم.
آقای سلامی شما راهنما هستید و آقای رضا ترابخانی رهجوی شماست ، از اینکه در نمایندگی های مختلف ، شاگردان آقای ترابخانی را که به نوعی شاگردان خود شما هستند ، می بینید، چه احساسی به شما دست میدهد؟
(با بغض در گلو) آنقدر احساسم خوب است که شاید نتوانم آن را به زبان بیاورم و خیلی خوشحال هستم از اینکه توانسته ام در این عمل عظیم سهمی داشته باشم. شاید حسی را که با دیدن رهجوهای آقای ترابخانی و رهجوهای رهجوهای ایشان به من دست می دهد را نتوانم به زبان بیاورم ، ولی از دیدن آنها خیلی خوشحال میشوم و لذت میبرم، چون یک حرکت کوچکی را در سالهای 79 و 80 انجام داده ایم و الان ثمره اش را می بینیم.
بزرگترها میگویند که آقای مهندس شما را خیلی دوست دارند، شما در این مورد چه احساسی دارید؟
البته آقای مهندس تمام بچه های کنگره را دوست دارند که ممکن است یکی را بیشتر و یکی را کمتر دوست داشته باشند، البته من نمیدانم چون آقای مهندس به خود من نگفته اند، شاید حس بچه ها این طور است که آقای مهندس مرا خیلی دوست دارند و برای من افتخاری است که استاد من از من راضی است و من را آنقدر دوست دارند که تفاوتش را بچه تشخیص داده اند .
یک سوال خصوصی: شغل شما در بیرون از کنگره چیست؟
من مدیر یک داروخانه هستم.
اوقات فراغت که میدانیم کم دارید ، ولی در اوقات فراغتتان چه کارهایی انجام میدهید؟ (مطالعه، ورزش، اینترنت، فیلم)
من اوقات فراغتم محدود است. صبح ها ساعت 30/7 از خانه خارج میشوم و شبها ساعت 30/9 بر میگردم، روزهای زوج که در اواسط روز داروخانه را برای ساعاتی تعطیل میکنیم که 3 الی 4 ساعت وقت دارم که به کنگره می آیم و روزهای چهارشنبه هم که تا بعد از ظهر در کنگره میمانم، شبها هم که به خانه میرسم فقط به امور زندگی میرسم، فقط جمعه ها است که آن را هم به تفریح با خانواده میپردازم، گاهی اوقات هم صبح های زود اگر وقت باشد مطالعه میکنم، ورزش هم که جمعه ها به استخر میروم و شنا میکنم. و زمانی که در محل کار هستم در اوقات بیکاری در اینترنت خبرهای روز را دنبال میکنم و به سایت کنگره ، وبلاگ های نمایندگی ها و لژیونها یک سر میزنم و روی هم رفته در روز حدود 3-2 ساعت را در اینترنت میگذرانم.
کنگره 60 نسبت به 10 سال پیش خیلی پیشرفت کرده، شما فکر میکنید 10 سال دیگر و در سال 1400 چه وضعیتی خواهد داشت؟ لطفا در مورد اهداف فرامرزی و جهانی شدن کنگره هم توضیح دهید.
انشاءالله با همین سیر تصاعدی که در 10 سال گذشته داشته ایم حرکت کنیم ، در سال 1400 شاهد تحولی بزرگ خواهیم بود ، همینطور که شاهد هستیم در حال حاضر کنگره حتی خارج از مرزهای ایران نیز شناخته شده ، درحالیکه در سال 79 ما دو شعبه با حدود 100 نفر عضو داشتیم ، درحال حاضر 17 نمایندگی داریم، آن موقع جلسات عمومی شعبه آکادمی با حضور 40 نفر انجام میشد در صورتی که امروز جلسات خصوصی با حضور 400 نفر برگزار میشود. در بخش فرا مرزی و بحث جهانی شدن ، کنگره هم همانگونه که بچه هایی که در بخش سایت کار میکنند و یا شناخت دارند، میدانند که سایت کنگره 60 همه روزه از بیشتر کشورهای خارجی بازدید کننده دارد و به سایت مراجعه میکنند ودر مورد کنگره اطلاعات کسب میکنند ، چه عزیزانی که در کنگره به درمان رسیده اند و اکنون در خارج از کشور به سر میبرند و چه افرادی که میخواهند با این روش به درمان برسند، قطعا ما در 10 سال آینده یک رشد چشمگیر خواهیم داشت.

بین اعضای کنگره 60 اصطلاحی عامیانه وجود دارد ، تحت عنوان برجک خوردن یا برجک زدن ، آیا شما هم تا کنون با این مسئله روبرو شده اید ؟ اگر دوست دارید برایمان تعریف کنید.
قطعا همین طور است، من هم مثل همه . این یک اصطلاح است و به نظر من یک نوع آموزش است، و شاید بخاطر اینکه تند است به آن میگویند برجک زدن یا برجک خوردن. ولی من شخصا اعتقاد دارم که فقط بحث آموزش است ودر مواقعی بایستی کمی تند رفتار کرد. بله، برای من هم بارها اتفاق افتاده در هر صورت آموزش است حالا میشود اسمش را گذاشت برجک خوردن.
چه شد که تصمیم به انجام سفر ایکس گرفتید؟ وضعیت شما نسبت به قبل از انجام این سفر چه تفاوتی داردو چه تغییراتی را در خودتان میبینید؟
همانطور که می دانید من یک سفر کوتاه و ناقص داشتم ، یعنی مدت آن 45 روز بود ، یعنی هر روز یک مقدار از مصرفم را کم می کردم و در اوایل کنگره مرسوم نبود که کسی که قطع مصرف بود با ورود به کنگره سفر کند ، ولی با گذشت چند سال ، این مسئله جا افتاد و کسانیکه سقوط آزاد بودند با دستور مهندس ، سفرشان را شروع کردند و من هم از سال 86 در این فکر بودم و حتی روزی که با آقای خان پیش مهندس رفتیم و گفتیم که ما آماده هستیم سفرمان را شروع کنیم ، آقای مهندس دژاکام ما را بقل کرد و بوسید و گفت : خوشحالم از اینکه این تصمیم را گرفتید ، بروید و هر موقع که وقتش برسد اینکار را انجام می دهم . وضعیت من بعد از سفر ایکس بسیار با قبل آن متفاوت است و مسائلی که در سفر ایکس برای من تغییر کرد ، مسئله خواب و بزاق چسبناک ، زود خسته شدن و یا زود عصبانی شدن که چندین سال با آن درگیر بودم ، درمان شدند.
لطفا یک پیام برای اعضای سایت کنگره و وبلاگ نویسان بفرمائید.
به نظر من یکی از مسائل با اهمیت در کنگره 60 ، سایت و وبلاگ هاست، چون محدودیت جغرافیایی ندارد و در دسترس همگان است و هر شخصی در هر جایگاهی و هر جنسیتی می تواند از آن استفاده کند و بچه های سایت باید خیلی فعال و به روز باشند و خدماتی که کنگره ارائه میکند را از طریق فضای مجازی انتقال دهند. در حالی که اکثر مردم اعتقاد دارند که اعتیاد درمان ندارد، تعداد افرادی که از طریق سایت و فضای مجازی در کنگره به درمان قطعی رسیده اند ، هر روز بیشتر میشود و میتوانیم اسمش را کنگره بدون مرز بگذاریم.
نکته آخر؛ آقای سلامی، شنیده ایم که شما عدد 14 را خیلی دوست دارید و شماره کارت عضویت شما در کنگره هم 14 است و جالب است که سوالات ما هم 14 تا است و تصمیم داریم عنوان این مصاحبه را یک مصاحبه 14 سوال بگذاریم، در این مورد هم اگر نظری دارید بعنوان حسن ختام بیان کنید.
به احتمال قوی ، طرح مصاحبه 14 سوالی باید طرح آقای خدامی باشد ، چون همین اندازه که من به عدد 14 علاقه دارند، ایشان هم نیز علاقه دارند . راجع به عدد 14، یک حس درونی است و نمیدانم چه بگویم، در مورد کارت عضویت هم که به پشنهاد آقای مهندس این شماره به من رسید، البته من خودم هم خیلی دوست داشتم که شماره کارت من 14 باشد.
از اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار ما قرار دادید ، از شما صمیمانه سپاسگزاریم .
من هم از شما بابت این مصاحبه تشکر می کنم و برایتان آرزوی موفقیت و توفیق دارم .
والسلام
گزارشگر : مسافر ،اکبر خسروشاهی ، شهریور 1390
راگبی یکی از ورزش های مفرح و پر طرفدار در دنیا می باشد که همزمان قدرت سرعت و چابکی را می طلبد.